تصاویر منتخب

درباره ما

زهکلوت من زیباست، مردم ساده و صبورش فرهنگ زیبای بلوچیش نخل های سبز بلندش باید دیده شود.

صفحات دیگر

دانلود فیلم سینمایی دادشاه کمال با کیفیت عالی ....

بزرگان

دادشاه


دانلود فیلم دادشاه از سرویس آپلود بوی




راهنمای دانلود : بعد از کلیک بر روی لینک بالا روی دکمه ( دانلود با سرعت کند ) کلیک کنید ، بعد از حدود 20 ثانیه یک لینک دانلود برا شما ایجاد می گردد ، زمانی که لینک دانلود ساخته شد روی لینک کلیک کنید و فیلم را دانلود کنید .









درباره دادشاه :
دادشاه یا میر دادشاه، یک زمیندار کوچک و کشاورز روستایی بلوچ، ساکن در منطقهٔ کوهستانی (سفید کوه) واقع در مرکز بلوچستان بود، که در اوایل دهه ۵۰ میلادی (اواسط دهه سی خورشیدی)، علیه دولت مرکزی ایران، سر به طغیان گذاشت.

دادشاه کمال

وی که برخی او را دادشاه سفیدکوهی، و از منطقه سفیدکوه واقع در مکران بلوچستان دانسته‌اند، از اعضای طائفهٔ کدخدایی، روستای گسپردن محسوب می‌شد و برخی علت طغیان او را، تعدی و ستمی دانسته‌اند که از جانب خوانین محلی به وی و خاندان و قبیله‌اش روا داشته شده بود و بدین دلیل معتقدند که همین موضوع، در کنار حمایت حکومت پهلوی از خوانین محلی، به طغیان وی، سمت و سوی ضد رژیمی داده‌است.

دادشاه به همراه برادرش، محمد، و چند تن دیگر از افرادش، در روز ۴ فروردین ۱۳۳۶، و در نیمه راه چابهار - ایرانشهر و در پیچ خم‌های تنگ سرحه، واقع در منطقه کوهستانی لاشار - به اشتباه راه را بر خودروی کارول، رئیس [[اصل چهار ترومن در منطقهٔ کرمان و کارمندان او بست، و چهار نفر مردان سرنشین این خودرو، یعنی کارول ۳۴ ساله، ویلسون همکار ۳۳ ساله او، و همچنین مترجم و رانندهٔ ایرانی آنها، و همچنین مدتی بعد، آنیتا کارول، همسر ۳۵ سالهٔ کارول را (که به اسارت گرفته بود)، به قتل رساند.

گرچه دادشاه پیش از این هم، افراد دیگری را به قتل رسانیده بود، امّا قتل کارمندان اصل چهار ترومن، حساسیت جهانیان را برانگیخت و به موضوع طغیان او، ابعادی جهانی و بین‌المللی بخشید، طوریکه دولتهای بیگانه و از جمله بخصوص دولت ایالات متحده آمریکا، حکومت پهلوی را برای دستگیری هر چه سریعتر دادشاه و سرکوب طغیان او، تحت فشار گذاشتند.

با این وجود، و با اینکه دولت مرکزی ایران، مُدام نقشه می‌ریخت تا وی را دستگیر نموده و یا از سر راه بردارد، اما این تلاش‌ها، با تغییر موضع دائم دادشاه و یارانش در کوهستان و رفتنشان از کوهی به کوه دیگر، به جایی نمی‌رسید، تا اینکه دولت مرکزی به ناگزیر اقدام به تبانی با سران قبایل محلی بلوچستان نمود و با همراهی آنان در ۲۱ دی ماه ۱۳۳۶ دادشاه را به کمین گاه کشید و وی را به قتل رسانید.


تلاش برای دستگیری دادشاه

در اوایل سال ۱۳۳۶ خورشیدی مأمورین آمریکایی و ایرانی برنامه اصل چهار توسط گروه دادشاه کشته شدند و همین عامل، باعث فشار آمریکا بر دولت ایران شد تا کار دادشاه یکسره شود. «کویین کارول» رئیس اداره اصل چهار کرمان و همسرش «آنیتا کارول»، «برستیل ویلسن»، مشاور حوزه عمران… «مهندس محسن شمس» (معاون ایرانی ویلسن) و «هراند خاکچیان»، راننده جیب استیشن از اتباع کشور ایران، هنگام عبور از «تنگ سرحه» همگی به دست دادشاه و یارانش به قتل رسیدند سالها حکومت مرکزی در پی دستگیری دادشاه بود ولی او و گروه اندکش که حداکثر به چهل نفر می‌رسیدند با اتخاذ تاکتیک‌های رزمی ویژه و قدرت فراوان در راهپیمایی در مناطق سخت‌گذر و آشنا به تیراندازی، می‌گریختند. جنگ و گریز و فرار به پاکستان و آن سوی خلیج فارس و دریای عمان از دیگر شگردهای دادشاه بود. دولت مرکزی قضیه دادشاه را تا کشته شدن مأمورین آمریکایی و ایرانی اصل چهار توسط گروه او به طور جدی دنبال نمی‌کرد، این قضیه منجر به واکنش شدید دولت مرکزی شد و دولت آمریکا هم از رژیم شاه می‌خواست دادشاه دستگیر شود. جدا از مسئله فوق، هواداران دادشاه، با تفنگ برنو (تک تیر) هواپیمای حامل رئیس ستاد ژاندارمری را سرنگون کرده و او را کشته بودند و این دو حادثه، در دستگیری وی نقش بارزی داشت.


نقش عیسی خان مبارکی و مهیم خان لاشاری

پس از کشته شدن آمریکایی‌ها، نیروهای دولتی و همکاران محلی، به تعقیب دادشاه و افرادش پرداختند و در ۱۴ فروردین ۱۳۳۶ (روزی که دکتر اقبال مأمور تشکیل کابینه شد)، درگیری شدیدی بین طرفین در مرز پاکستان رخ داد. با اینکه صدمات زیادی به گروه دادشاه وارد شد، آنان موفق شدند به خاک پاکستان وارد شوند.

عیسی خان و مهیم خان مبارکی

دادشاه بر خلاف برادرش (احمد شاه) که به پاکستان پناهنده و در نهایت هم تسلیم رژیم ایران شد و اعدامش کردند - خواهان بازگشت به بلوچستان برای عملیات تازه بود.

به دلیل ناتوانی ژاندارمری در دستگیری دادشاه، دولت مرکزی از عیسی خان مبارکی و مهیم خان لاشاری که خیلی خوشنام بودند و چه بسا دل خوشی هم از حکومت و ژاندارمها نداشتند برای مذاکره به تهران، دعوت نمود و به آنان با تقاضا و نیز، با اولتیماتوم هشدار داد که باید غائله دادشاه بخوابد وگرنه همه چیز را از چشم آنان می‌بیند.

سروان خداداد خان ریگی (فرمانده ژاندارمری نی ریز) هم حدود یکماه پیش از قتل دادشاه از تهران وارد بلوچستان می‌شود.

عیسی خان مبارکی گرچه بعد از سال ۱۳۲۱ سر از بخشداری و فرمانداری و مجلس شورا درآورد، گرچه با شور و شوق انقلابیون بیگانه بود و انگیزه‌های خاص خودش را داشت اما، به مدت دوازده سال با قوای رضاشاه جنگید.

دادشاه به مهیم خان لاشاری احترام می‌گذاشت و به همین جهت مهیم خان به او پیغام داد که از شاه برای تو و همراهانت تأمین گرفته‌ام، از کوه پایین بیا و با نماینده ارتش که همراه من است، مذاکره کن. دادشاه پذیرفت.


مهیم خان لاشاری، سروان ریگی، استوار ادگاری، گروهبان محمودی (به جای سرهنگ ژیان که ظاهراً ماشینش بین راه گه به هیچان خراب می‌شود)، و چند تفنگچی بلوچ (موسی خان میربل برهانزهی، محمد عمر خان ملک‌نژاد، یوسف حان مبارکی، کریم خان متسنگی (اهورانی)- به محل ملاقات رفتند. دادشاه هم سر قرار رفت اما صحبت از تسلیم بدون قید و شرط او کردند و با آزادی برادرش احمد شاه که دولت پاکستان تحویل رژیم شاه داده و، در واقع گروگان بود هم، موافقت نشد.

دادشاه که گویا قصد گروگانگیری داشته تا بلکه با رهایی برادرش موافقت کنند، حاضر به تسلیم نمی‌شود. دادشاه می‌گوید من به قول و قرار گجرها (قجرها = حکومت) اطمینان ندارم آنها کارشان فریب است. اگر واقعاً هدف تأمین من است، یکی از نظامیان را با خود می‌برم تا برادرم احمد شاه که گروگان است آزاد گردد. سپس دست گروهبان را می‌گیرد و می‌گوید من به همین منظور حاضر به ملاقات شدم… در این حال مهیم خان که نمی‌تواند ببیند همراهش را به گروگان می‌گیرند، در یک عمل انجام شده قرار گرفته با هفت تیر بر بناگوش دادشاه شلیک می‌کند. دیگران هم شلیک می‌کنند و دادشاه و همراهانش نقش بر زمین می‌شوند. در درگیری بین طرفین، برادر دیگر دادشاه (محمد شاه) نیز، تیر می‌خورد و جان می‌سپارد. بعد از این واقعه - دولت، برادر دوم دادشاه (احمدشاه) را هم که پاکستان تحویلش داده بود، بدون محاکمه تیرباران کرد.

عکس زیر مربوط به دادشاه و برادرش محمدشاه می باشد .

دادشاه و برادرش



نظرات

  1. سلام به دنبال عکسی از طبیعت مناطق کهنوج و زهکلوت بودم که توی کانال مسافرتی تلگرامم بذارم و توی گوگل سرچ کردم تصاویر زهکلوت ، که به سایت شما برخوردم . حقیقتش از آنجایی که در باور عوام جا افتاده که مناطق جنوب خشک هستند و کمترکسی به آنجا سفر میکنه برای همین به دنبال عکسی از سرسبزی مناطق شهرتون بودم . خیلی خوبه که سایتی برای معرفی شهرتون دارید ولی عکسهای بیشتری از طبیعت و مردمان شهرتون بزارید فرهنگ بلوچ غنی تراز این حرفهاست . فقط لباس دختران بلوچ دنیایی از رنگ و جذابیت رو داره چه برسه به معماری کپرها و اداب و رسومتان . پس بیشتر عکس بزارید موفق باشید
    • جازموریان

      سلام : اینکه تونستم اینقدر موفق باشم که شما تصاویر منطقه من رو از تو اینترنت بتونید ببینید و اینکه شما هم از تصاویر من انتقاد کنید و نظر بدبد واقعا خوشحالم .
      راستش چند روزی هستش به علت مشغله فکری و کاری نذاشته که پست بذارم ولی چشم سعی می کنم در اولین فرصت تصاویر زیبا رو از فرهنگ و مردم خوب بلوچ بزارم

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.