تبلیغات
زهکلوت ما - مطالب ابر داستان محلی

تصاویر منتخب

درباره ما

زهکلوت من زیباست، مردم ساده و صبورش فرهنگ زیبای بلوچیش نخل های سبز بلندش باید دیده شود.

صفحات دیگر

مرد رودباری و دختر بازرگان ...

رودبارجنوب

مرد رودباری و دختر بازرگان

قصه و افسانه قدیم‌ترین میراث فرهنگی بشر است. با مطالعة قصه‌ها و افسانه‌های ملل می‌توان دربارة اندیشه و گفتار مردم اطلاعاتی کسب کرد. آن زمان در می‌یابیم که چگونه می‌اندیشند و با رویدادهای تلخ و شیرین زندگی چگونه روبه‌رو می‌شوند. اگرچه ممکن است خود مردم از نفوذی که این قصه‌ها روی آن‌ها داشته بی‌خبر باشند، ولی در هر حال قصه‌ها با مهم‌ترین وسیلة آموزش و پرورش بوده‌اند. ادامه مطلب رو بخونید
ادامه مطلب

بابا من یارانه ام رو می خوام ...



پسر: نَنَه ، وی باوا بگو یارانه ی مو بدهَه ای خودوم .بیچه حَک مو نادهَ ؟ مادر: نَنَه نَدرت باهوم، باوت پَ پول لوباس و نونت ای کجا بدَهَه ؟ تازه تو تلمیزون اگوهتی پول آب و بَرک آزاد حساب ابو .مِث پیشتر نِهِه که نِصمی دولت اَدادی. پسر: مو سَروم نابو، نون و لوباس وظیفشنه. یه پول حَک مونه باید بدَهَ ای خودوم.اصلا واشی بگو سهمیه مو بدَهَ مو نون و لباسوم ناوی. مادر: تو بیچه گَپ گوش ناکَنی چوکوم؟ خیلی خو حَلا پَسین که باوت یَه مو واشی اگوم. پسین مادر: بامَرد، وی یه چوکت یَ چیزی بگو. دل مونی خون کرده .ای مونی کشته.! اگو سهم یارانم بدَ ای خودوم دگَه خرجیمَم ناوی. پدر: یِه گوهون ناخوره. ! بگو برَ سَکَت بَه. مَرَضی خولکت بکَهَه. 20سال نونوم دادهی تا ایتیم رسوندی.حَلا سَهمت اویتت.بگو بیا بگه (!!!) بَه بولفض اَبَندومی وَر هَمی کُنار سه شو سه روز، تا یه باد ای سَری خالی ببو. مِخنَت بی صحاب.سَهمت اویتت.خون خروووووو. مادر: مو نادونوم تو خودت یه چیزی واشی بگو اکده سَر أ دل مو نَکنه. ای صُب تا شو دل مونی سیاه کرده. پدر: حَلا کجایه؟ بهلی تو بیه ادونوم چکاری کَنوم معلوم نهه جونَمَرگ بودَه ، الان کِل کُودوم چوکَلَکه وَر تو کُودوم گاش نشته ، خولک چِپِرون چه کار اکنه. کار قِسمی معلوم نِهه چیه. 
ادامه مطلب